/

یادی از پدر زیست‌شناسی نوین ایران

فهرست انجمن سرگرمی مطالب جالب (علمی،تاریخی،تخیلی و…) یادی از پدر زیست‌شناسی نوین ایران

  • این موضوع (تاپیک) 1 کاربر آخرین به روزرسانی در 2 هفته پیش توسط سیب. ((این موضوع 16 بار بازدید شده است .))
  • سازنده
    موضوع
  • #2584
    سیب
    • موضوعات: 14
    • پاسخ ها: 0
    • ارسال ها: 14

    یادی از پدر زیست‌شناسی نوین ایران
    دکتر محمود بهزاد، پدر علم زیست‌شناسی نوین کشور را یکی از پرچمداران جنبش علمی ایران معاصر می‌دانند؛ جنبشی که گرچه با تاخیر ۳ قرن پس از عصر روشنگری در جهان غرب ایجاد شد؛ اما در نهایت توانست چهره ایران را به‌طور شگرفی از آلودگی‌های توهمات شبه‌علمی و خرافات پاک کند.

    استاد بهزاد از دوران کودکی علاقه‌مندی به علم و استعداد استثنایی‌اش را نشان داد و در سال‌های پربار زندگی‌اش با انتشار آثار علمی معتبر در علوم زیستی، پزشکی، روان‌شناسی و… و آموزش افرادی که هریک بعدها جزو نخبگان کشور شدند، نام خود را برای همیشه در زمره دانشمندان و فرهیختگان برتر کشور قرار داد.

    به گفته نزدیکان و آنانی که بهزاد را می‌شناختند، او ایمان داشت که عمومی کردن علم، یکی از مهم‌ترین راهبرد‌های پیشرفت کشورهای عقب‌مانده است و تا زمانی که علم و اندیشه علمی از دیوارهای حیاط دبیرستان‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز علمی ـ تحقیقاتی فراتر نرود و به متن فرهنگ و زندگی روزمره مردم وارد نشود، نمی‌توان چندان به بالندگی و پیشرفت کشور، آن هم به مفهوم مدرن آن، امید بست.

    بر همین اساس هم کوشش‌های فراوان وی برای انتخاب منابع و موضوعاتی که مردم را با علومی مانند زیست‌شناسی، زمین‌شناسی، نظریه تکامل یا فرگشت (Evolution)، ژنتیک، فیزیولوژی، روان‌شناسی، بیونیک، علم و فلسفه علم، تندرستی و… آشنا کند، از او چهره‌ای ملی ساخت؛ چهره‌ای که بسیاری از دوستان و شاگردانش که در اقصی‌نقاط جهان دارای تشخص علمی بین‌المللی و درجه والای دانشگاهی‌اند، همواره با افتخار، یاد و خاطره همنشینی، مصاحبت یا شاگردی نزد ایشان را گرامی می‌دارند.

    محمود بهزاد را می‌بایست یکی از ستاره‌های پرفروغ آسمان جنبش علمی کشور دانست که فضای حرکت‌های علمی در ایران امروز، مرهون دستاوردها و تلاش پیشگامانی همچون اوست که عاشقانه و عالمانه، عمر و زندگی خود را وقف علم و دانش، آموزش، تحقیق، تالیف و ترجمه کردند. دکتر محمود بهزاد، پدر علم زیست‌شناسی نوین کشوردر سن ۹۴ سالگی در گذشت.
    پیشینه طب سنتی

    قدمت و پیشینة طب سنتی را در هیچ کشوری به درستی نمی‌توان تخمین زد اما می‌توان این احتمال را داد که با خلقت بشر علم پزشکی نیز به وجود آمد. در مجموع از زمانی که انسان در بدن خود درد و ناخوشی را حس کرد برای کاهش درد به روش یا روش‌هایی متوسل شد و از همان زمان طبابت آغاز گردید. طب سنتی در گذشته پیشه‌ای محسوب می‌شد که سلامت از دست رفته انسان را از طریق علم و عمل به بدن وی بازمی‌گرداند. طب سنتی در قدیم به طب رکاء و طب‌العجائز و یا فولک مدیسین مشهور بود. هر قوم یا هر ملیتی از نظر داشتن طب سنتی بسیار غنی هستند چرا که برای درمان امراض مختلف به شیوه‌های خاص خود عمل می‌نمودند. از دیرباز در ایران سابقة درخشان پزشکی و درمان وجود داشته است و دانشمندان سرشناس بسیاری در این علم ظهور کردند که آثار آنها مورد تدریس و تحقیق بزرگ‌ترین مراکز علمی جهان بوده است. ریشه طب سنتی در ایران بر مبنای تعالیم اوستا و زرتشت بود که نمونه‌هایی از آن را در اشعار فردوسی درباره جمشید می‌بینیم. طب سنتی ایران تشکیل شده است از طب قدیم فلات ایران، طب شرقی، طب یونانی، طب شفاهی و طب اسلامی که روایات بزرگان دینی بر آن اشاره دارد. ایرانیان سهم بزرگی در پیشرفت طب قدیم داشتند و بزرگ‌ترین عواملی که در بنیانگذاری هسته مرکزی طب سنتی دخالت داشتند علاوه بر ویژگی‌های طبیعی می‌توان به فتوحات و سیاست شاهان هخامنشی و ساسانی به ویژه کوروش، شاه‌پور اول، انوشیروان و پس از آن به آیین اسلام اشاره کرد.

    مهم‌ترین امتیاز اسلام در این خصوص دستورات قرآن و بزرگان دین در امر تفکر و تدبر در محیط زیست و درون وجود انسان و تشویق مسلمانان به یادگیری علم بود که در نتیجة آن گسترش تمامی علوم پیشین و تازه‌سازی آنها بود که ایرانیان در این قسمت یعنی طب سهمی بسیار بزرگ داشتند. چنانکه می‌دانیم بزرگ‌ترین پزشکان عالم اسلام ایرانی بودند و طب سنتی در همان دوره‌های اولیه در کشورهای مختلف جهان به سرعت گسترش یافت.
    در هر دوره‌ای از تاریخ به تعداد اطباء افزوده شد و هر کدام اصولی را به علم طب افزودند. فن طبابت بیشتر مربوط به استعداد شخصی است چه بسا پزشکانی که بسیار خوب تحصیل کرده اند اما در تشخیص بیماری دچار مشکل بودند.
    در تمدن اسلامی گروهی از پزشکان (به ویژه در بین ایرانیان) پا به میدان گذاشتند که با داشتن استعداد پزشکی در تشخیص بیماری‌ها نام پرافتخاری را نصیب خود کردند. سرشناس‌ترین این پزشکان ایرانی زکریای رازی، ابوعلی‌سینا، مجوزی، موفق‌هروی، جرجانی، حکیم مؤمن بودند. اساس تشخیص بیماری توسط این پزشکان در طب سنتی بر مبنای این بود که آن‌ها برای انسان چهار طبع یا صفت را در نظر می‌گرفتند که عبارت بودند از گرمی، برودت، رطوبت و یبوست که گرمی از حرارت، برودت از سردی، رطوبت از تری و یبوست از خشکی پدیدار می‌شد و از ترکیب کردن این طبع‌ها بود که خصوصیات دیگری چون گرمی و خشکی، گرمی و تری، سردی و تری و سردی و خشکی حاصل می‌شد و از آنجا که ۴ عنصر تشکیل‌دهندة جهان را آتش، هوا، آب و خاک می‌دانستند هر کدام از خواص اشیاء و عناصر را در خاصیت طبع ها می‌آوردند به‌طوری که آتش و نور (گرمی و خشکی)، هوا (گرمی و تری)، آب (سردی و تری) و خاک (سردی و خشکی) را شامل می‌شد. بعد از تقسیم‌بندی طبع‌ها و توزیع هر کدام در عناصر چهارگانه در استان مزاج‌ها پدید می‌آید. مثلاً اگر گرمی و سردی با هم در یک فرد باشند و خشکی بر رطوبت یا تری غالب باشد آن فرد را خشک‌مزاج گویند.
    از سوی دیگر با خوردن خوراک‌ها فعل و انفعالاتی بر روی غذا و خوراک‌ها در بدن پدید می‌آید که آنها را صفرا (زردآب)، دم (خون)، بلغم (خون سفید) و سودا (زردآب سوخته) می‌نامیدند. بعضی از این اخلاط برای بدن خوب و برخی مضرند. اخلاط خوب آنهایی هستند که به بدن خوراک و نیرو می‌رسانند و جایگزین مایعات یا رطوبت از دست رفته شوند و خلط‌های (اخلاط) بد آنهایی هستند که چنین عملی را در انسان انجام نمی‌دهند و عمل تغذیه بدن باید با دارو مداوا شود. از نظر پزشکان طب سنتی در صورت رعایت نشدن تعادل در اموری چون خوردن و آشامیدن، هوا، خواب، بیداری، اعراض نفسانی، حرکت و سکون، احتباس و استفراغ، بدن از سیر طبیعی و مزاج اصلی خود منحرف می‌شود و سلامت ذاتی او به خطر می‌افتد و شخص دچار مرض (بیماری) می‌شود. از این‌رو نیاز به دارو پیدا می‌کند تا به حالت اصلی خود برگردد. این دارو است که می‌تواند با کمک طبیعت و با دقت نظر، مزاج را به حالت طبیعی بازگرداند. بنابراین یک اصول پزشکی خاصی وجود داشت که پزشکان آن زمان می‌بایستی به آن آشنایی داشته باشند تا در درمان‌ها از آن استفاده کنند.
    در طب قدیم برای معالجه بیشتر بیماری‌ها از گیاهان استفاده می‌کردند چنانکه می‌توان پیشرفت داروهای گیاهی را همپای پیشرفت طب سنتی دانست. در قدیمی‌ترین سند خطی طب سنتی که به خط میخی بابلی در اور و بین‌النهرین کشف شده بحث از علم طب و درمان‌شناسی به ویژه با ریشه، ساقه و برگ گیاهان شده است که به احتمال زیاد به ۳۰۰ سال پیش از میلاد مربوط می‌شد.
    در ایران باستان نیز از گیاهانی چون کندر، صندل، کافو و عود برای بخور دادن استفاده می‌کردند. استفاده از گیاهان به شیوه‌های مختلفی چون افشره، جوشانده، ضماد، روغن و یا خام آن صورت می‌گرفت. شستشوی بدن با عصاره آمیخته به گیاهان در قدیم بسیار رایج بود. پدر طب سنتی در ایران ابوعلی‌سینا است که در زمینه گیاه‌درمانی و دارودرمانی از نوابغ روزگار بود، تمدن اسلامی در قرن هفتم میلادی رشد چشمگیر خود را در علم پزشکی شروع کرد و شاهد تکامل گسترده در زمانی کوتاه بود و پزشکان برجسته‌ای پزشکی را از اعماقی که در آن افتاده بود بالا کشیدند و سبب پیشرفت آن شدند. دانشمندان بزرگ اروپایی و پزشکان قرون وسطی و رنسانس تحسین خود را اعلام کردند و مهارت بزرگ پزشکان اسلامی را پذیرفتند. از جمله این پزشکان نامی می‌توان به رازی پزشک متخصص بغداد، ابوعلی‌سینا که سردسته پزشکان بود و زهراوی پدر جراحی عرب اشاره کرد.

    ویژگیهای شخصیت حضرت رضا (ع)
    علاوه بر تربيت الهی دو بعد اساسی در شخصیت حضرت رضا(ع) وجود دارد.این دو بعد
    به صورتی که درشخصیت پیشوایان معصوم وجود دارد در افراد برجسته عادی دیده نمیشود
    اخلاق و ادباخلاق، یکی از عناصر مهم شخصیت انسان است و کاشف کیفیت ذات ، و درون اوست .
    امام رضا (ع) به اخلاق عالی و ممتاز آراسته بودند ، و بدین سبب دوستی عام و خاص را
    به خود جلب کردند ، همچنین انسانیت آن حضرت یگانه و بی مانند بود و در حقیقت تجلی
    روح نبوت ، و مصداق رسالتی بود که خود آن حضرت ، یکی از نگهبانان و امانتداران و وارثان
    اسرار آن به شمار می رفت.از ابراهیم بن عباس صولی[4] نقل شده ، که گفته است:
    من ابولحسن الرضا (ع) را هرگز ندیدم در سخن گفتن با کسی درشتی کنند.
    من ابولحسن الرضا (ع) را هرگز ندیدم سخن کسی را پیش از فراغ از آن قطع کند.
    هرگز درخواست کسی را ، که قادر به انجام دادن آن بود رد نفرمودند.
    هرگز پاهای خود را جلوی همنشین، دراز نمی کردند.
    هرگز دربرابر همنشین، تکیه نمی کردند.
    هرگز او را ندیدم ،که غلامان و بردگان خود را بدگوید.
    هرگز او را ندیدم ، که آب دهان بیاندازد.
    هرگز او را ندیدم ، که قهقهه بزند ، بلکه خنده اش ، تبسم بود.
    تا آنجا که می گوید : هر که بگوید در فضیلت ، کسی را مانند او دیده ، از او باور نکنید.

    0
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد تارنما شوید.