/

مطلبی جالب درباره تاریخ قارهٔ اروپا

فهرست انجمن سرگرمی مطالب جالب (علمی،تاریخی،تخیلی و…) مطلبی جالب درباره تاریخ قارهٔ اروپا

  • این جستار (تاپیک) 1 کاربر آخرین به روزرسانی در 1 هفته پیش توسط مهران. ((این موضوع 12 بار بازدید شده است .))
  • سازنده
    جستار
  • #2359
    مهران
    • موضوعات: 23
    • پاسخ ها: 7
    • ارسال ها: 30

    در سال ۱۸۰۱ پارلمان ایرلند رای به اتحاد با انگلستان داد و در نتیجه پادشاهی متحد بریتانیا به وجود آمد. ایرلند تا سال ۱۹۲۲ (۱۳۰۰) زیر نظر بریتانیا بود ولی پس از اینکه اکثریت شهرستان‌های ایرلندی‌نشین و اکثریت جمعیت ایرلندی‌ها خواستار جدایی از انگلیس شدند، ایالت خودمختار ایرلند به وجود آمد. شهرستان‌های شمالی همچنان به بریتانیا وفادار ماندند و تا به امروز تحت عنوان ایرلند شمالی از کشور ایرلند جدا هستند.

    در ۱۷ مه ۱۸۱۴، نروژ از کنترل سوئد خارج شد و استقلال خود را اعلام کرد. هر چند این کشور مجبور به ادامهٔ یک اتحاد خصوصی با سوئد شد ولی قانون اساسی آزاد خود را حفظ کرد. روند افزایش ملی‌گرایی نروژی آن قدر در طول این سده ادامه یافت تا بالاخره نروژ توانست در سال ۱۹۰۵ (۱۲۸۳) استقلال خود را به دست آورد.

    آغاز سدهٔ ۱۹ میلادی با شروع کشمکش‌هایی بین فرانسه و انگلیس و متحدانشان بر سر کنترل اروپا و جهان هم‌زمان بود. جنگ‌هایی را که در این زمینه به وقوع پیوستند جنگ‌های ناپلئونی می‌گویند که در پایان آنها، ناپلئون در سال ۱۸۱۵ (۱۱۹۳) در واترلو شکست خورد.

    همچنین در سال ۱۸۱۵ گرینلند به‌طور رسمی از کنترل نروژ خارج شد و زیر نظر دانمارک رفت.

    یونان در سال ۱۸۲۱ استقلال خود از امپراتوری عثمانی را اعلام کرد ولی نتوانست در جنگ‌های پس از آن تا سال ۱۸۲۹ پیروز شود.

    دورهٔ ویکتوریایی در بریتانیای کبیر اوج دوران انقلاب صنعتی بریتانیا و شاخصهٔ امپراتوری بریتانیا به‌شمار می‌رود. این دوره را غالباً بین سال‌های ۱۸۳۷ تا ۱۹۰۱ زمان سلطنت ملکه ویکتوریا می‌دانند. انقلاب موجب گسترش راه‌آهن به کل کشور و پیشرفت‌های مهم در مهندسی شد. متروی زیرزمینی لندن افتتاح شد و لامپ‌های الکتریکی پرنور در خیابان‌های این شهر نصب شدند.

    در سال ۱۸۴۸ انقلاب‌های زیادی با تأثیرگیری از انقلاب فرانسه در اروپا اتفاق افتادند. همچنین مفهومی به نام امپریالیسم جدید بر دورهٔ پایانی این سده مسلط شد. امپریالیسم نو به معنای تملک سریع مستعمرات جدید در سطح جهان توسط اروپا بود. در این میان غارت آفریقا قابل توجه است.

    در بسیاری از کشورهای اروپایی به ویژه آلمان انقلاب صنعتی به وجود آمد. این انقلاب تا پایان این سده با ساخت کارخانجات و راه‌آهن در تمامی سطح قاره گسترش پیدا کرد.

    هر چند که تأثیر رومانتیسم تا حدود زیادی در دوره ویکتوریایی قابل مشاهده بود ولی در میانهٔ این سده با مخالفت‌های جدی مواجه شد: بسیاری از اکتشافات علمی مثل نظریه تکامل داروین و نظرات اگوست کنت فیلسوف فرانسوی که تا حدودی از انقلاب صنعتی تأثیر گرفته بودند، باعث قدرت‌گیری عقل‌گرایی جدید (پوزیتیویسم) که شاخصهٔ ادبی آن ناتورالیسم می‌باشد گردید. نظریهٔ آن، که تأثیر زیادی از فلسفه جبرگرا و علم ژنتیک گرفته بود، بر روی اهمیت محیط در شکل‌دهی انسان و رمان‌های فرانسوی جدید تأکید داشت. همان‌طور که امپرسیونیسم در هنر نمایندهٔ چنین دیدگاهی است.

    جمهوری ایتالیا در ۱۷ مارس ۱۸۶۱ تشکیل شد. شاه ویکتور امانوئل دوم توانست استان‌های ایتالیایی شبه جزیره را تحت یک ملت با هم متحد سازد. کنت کامیلو بنسو دی کاوور و جوزپه گاریبالدی نقش مهمی در طرح‌ریزی این اتحاد داشتند. شهر رم تا سال ۱۸۷۰ تحت کنترل پاپ بود. در این سال ارتش ایتالیا از طریق راه پورتا پیا به استان واتیکان وارد شدند. رم به ایتالیا ضمیمه شد ولی پاپ از امضای پیمان سر باز زد و به دژ گاندولفو پناه برد. از آنجا نیز حکمی اعلام کرد که طبق آن هرگونه مشارکت کاتولیک‌های ایتالیایی در زندگی سیاسی معادل ارتداد به‌شمار می‌رفت. ترنتینو و تیرول جنوبی در سدهٔ بعدی و پس از سال ۱۹۱۸ به خاک ایتالیا ضمیمه شدند. این چنین شد که روند متحدسازی ایتالیا که توسط ویکتور امانوئل دوم در سلسلهٔ ساووی طرح‌ریزی شده بود به سر انجام رسید.

    در سال ۱۸۷۱ امپراتوری آلمان با اتحاد پروس و کنفدراسیون جرمن شمالی توسط اتو ون بیسمارک به وجود آمد. این کشور قدرتمند تا سال ۱۹۱۸ ادامه یافت و با عنوان رایش دوم مشهور شد. بیسمارک توانست استان‌های جدید زیادی را طی جنگ‌های مبتکرانهٔ کوتاه و دیپلماتیک به دست آورد. او با اتریش هم پیمان شد تا دانمارک را شکست دهد و ناحیهٔ شلزویگ-هولشتاین را تصرف کند. او جنگ اتریش و پروس (آسترو-پروسیان) را آغاز کرد و پیروز شد اما اینکار فقط برای این بود که ایتالیا طرف آلمان را بگیرد. سپس پروس وارد جنگ فرانسه و پروس (فرانکو-پروسین) (۷۱-۱۸۷۰) شد و توانست شکست کاملی به فرانسه وارد سازد. ویلهلم اول به عنوان آخرین توهین به فرانسوی‌ها در کاخ ورسای در قلب فرانسه به عنوان امپراتور آلمان سوگند خورد. امپراتوری آلمان تا پایان جنگ جهانی اول یعنی زمانی که فرانسه توانست در پیمان ورسای تلافی بکند در اوج خود بود.

    در سال ۱۸۷۸ پیمان سن استفانو به کشورهای رومانی، صربستان و مونتنگرو استقلال داد. بلغارستان نیز پادشاهی خودمختار به دست آورد. تمامی این رویدادها با شکست امپراتوری عثمانی توسط روسیه در جنگ روسیه و عثمانی (۷۸-۱۸۷۷) ممکن شد. کنگره برلین که در همان سال برگزار گردید باعث قدرت‌گیری مجدد مسلمانان در منطقه و کم شدن ارزش پیروزی روسیه شد.

    شما در نهایت تنها تبدیل به چیزی خواهید شد که به آن فکر می‌کنید. (بروس لی)

    0
  • شما برای پاسخ به این جستار باید وارد تارنما شوید.