/

خداوند تنها کسی است که ما را به راستی دوست دارد


به نام خدا


سلام دوستان عزیز وقت همه بخیر


امروز تصمیم گرفتم یک اتفاقی که برای خودم پیش آمد را تعریف کنم.

یک شب خیلی سرم درد گرفته بود این قدر در گرفته بود که نمی توانید فکرش را بکنید و قران را توی بقل خودم فشار می دادم به قفسه سینم و گریه می کردم و به خدا با همون زبون خودم می گفتم :

خدایا این قرآن الان  توی دست منه ، ولی من نه معنی این را می دونم و نه عربی ام خوبه که بشینم ، بخونم ، خدایا چی کار کنم ؟ کمکم کن .

با اون دل شکسته ، لاویچ لای قرآن را باز کرد و می دونید به چه سوره ای رسیدم ؟

دوستان گل بالای صفحه نوشته شده بود ((سجده)) و من در اون لحظه دیدم و تجربه کردم که خدا بوسیله قرآن به منه بی سواد هم کمک کرد .

به مدت چند دقیقه سجده کردم و سر دردم خوب شد. توجه کنید فقط اسم این سوره بزرگترین درد من را تو اون لحظه دوا کرد . پس نتیجه بگیرید که کل سوره می تونه چه قدر توی زندگی به انسان کمک کنه !

پس بیاید در این هنگام سوره حجر را بخوانیم و با قرآن بیشتر آشنا شویم . این هم معنی سوره حجر است امیدوارم خدا قبول کنه . چند روز دیگه حتما ترجمه سوره سجده را هم می زارم.

حرف دیگری ندارم ، خداوند شما را حفظ کند . لاویچ

 

 


به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

 

الر، این آیات کتاب، و قرآن مبین است. (۱)

کافران (هنگامى که آثار شوم اعمال خود را ببینند،) چه بسا آرزو مى‏کنند که اى کاش مسلمان بودند! (۲)

بگذار آنها بخورند، و بهره گیرند، و آرزوها آنان را غافل سازد; ولى بزودى خواهند فهمید! (۳)

ما اهل هیچ شهر و دیارى را هلاک نکردیم مگر اینکه اجل معین (و زمان تغییر ناپذیرى) داشتند! (۴)

هیچ گروهى از اجل خود پیشى نمى‏گیرد; و از آن عقب نخواهد افتاد! (۵)

و گفتند: «اى کسى که «ذکر» ( قرآن) بر او نازل شده، مسلما تو دیوانه‏اى! (۶)

اگر راست مى‏گویى، چرا فرشتگان را نزد ما نمى‏زورى؟!» (۷)

(اما اینها باید بدانند) ما فرشتگان را، جز بحق، نازل نمى‏کنیم،;و هرگاه نازل شوند، دیگر به اینها مهلت داده نمى‏شود (;و در صورت انکار، به عذاب الهى نابود مى‏گردند)! (۸)

ما قرآن را نازل کردیم; و ما بطور قطع نگهدار آنیم! (۹)

ما پیش از تو (نیز) پیامبرانى در میان امتهاى نخستین فرستادیم. (۱۰)

هیچ پیامبرى به سراغ آنها نمى‏آمد مگر اینکه او را مسخره مى‏کردند. (۱۱)

ما اینچنین (و از هر طریق ممکن) قرآن را به درون دلهاى مجرمان راه مى‏دهیم! (۱۲)

(اما با این حال،) آنها به آن ایمان نمى‏آورند; روش اقوام پیشین نیز چنین بود! (۱۳)

و اگر درى از آسمان به روى آنان بگشاییم، و آنها پیوسته در آن بالا روند… (۱۴)

باز مى‏گویند: «ما را چشم‏بندى کرده‏اند; بلکه ما (سر تا پا) سحر شده‏ایم!» (۱۵)

ما در آسمان برجهایى قرار دادیم; و آن را براى بینندگان آراستیم. (۱۶)

و آن را از هر شیطان رانده شده‏اى حفظ کردیم; (۱۷)

مگر آن کس که استراق سمع کند (و دزدانه گوش فرا دهد) که «شهاب مبین‏» او را تعقیب مى‏کند (و مى‏راند) (۱۸)

و زمین را گستردیم; و در آن کوه‏هاى ثابتى افکندیم; و از هر گیاه موزون، در آن رویاندیم; (۱۹)

و براى شما انواع وسایل زندگى در آن قرار دادیم; همچنین براى کسانى که شما نمى‏توانید به آنها روزى دهید! (۲۰)

و خزائن همه چیز، تنها نزد ماست; ولى ما جز به اندازه معین آن را نازل نمى‏کنیم! (۲۱)

ما بادها را براى بارور ساختن (ابرها و گیاهان) فرستادیم; و از آسمان آبى نازل کردیم، و شما را با آن سیراب ساختیم; در حالى که شما توانایى حفظ و نگهدارى آن را نداشتید! (۲۲)

« ماییم که زنده مى‏کنیم و مى‏میرانیم; و ماییم وارث (همه جهان)! (۲۳)

ما، هم پیشینیان شما را دانستیم; و هم متاخران را! (۲۴)

پروردگار تو، قطعا آنها را (در قیامت) جمع و محشور مى‏کند; چرا که او حکیم و داناست! (۲۵)

ما انسان را از گل خشکیده‏اى (همچون سفال) که از گل بد بوى (تیره رنگى) گرفته شده بود آفریدیم! (۲۶)

و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم! (۲۷)

و (به خاطر بیاور) هنگامى که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل خشکیده‏اى که از گل بدبویى گرفته شده، مى‏آفرینم. (۲۸)

هنگامى که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم، همگى براى او سجده کنید!» (۲۹)

همه فرشتگان، بى استثنا، سجده کردند… (۳۰)

جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‏کنندگان باشد. (۳۱)

(خداوند) فرمود: «اى ابلیس! چرا با سجده‏کنندگان نیستى؟!» (۳۲)

گفت: «من هرگز براى بشرى که او را از گل خشکیده‏اى که از گل بدبویى گرفته شده است آفریده‏اى، سجده نخواهم کرد!» (۳۳)

فرمود: «از صف آنها ( فرشتگان) بیرون رو، که رانده‏شده‏اى (از درگاه ما!).

و لعنت (و دورى از رحمت حق) تا روز قیامت بر تو خواهد بود!» (۳۵)

گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده (و زنده بگذار!)» (۳۶)

فرمود: «تو از مهلت یافتگانى! (۳۷)

(اما نه تا روز رستاخیز، بلکه) تا روز وقت معینى.» (۳۸)

گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختى، من (نعمتهاى مادى را) در زمین در نظر آنها زینت مى‏دهم، و همگى را گمراه خواهم ساخت، (۳۹)

مگر بندگان مخلصت را.» (۴۰)

فرمود: «این راه مستقیمى است که بر عهده من است (و سنت همیشگیم)… (۴۱)

که بر بندگانم تسلط نخواهى یافت; مگر گمراهانى که از تو پیروى مى‏کنند; (۴۲)

و دوزخ، میعادگاه همه آنهاست! (۴۳)

هفت در دارد; و براى هر درى، گروه معینى از آنها تقسیم شده‏اند! (۴۴)

به یقین، پرهیزگاران در باغها(ى سرسبز بهشت) و در کنار چشمه‏ها هستند. (۴۵)

(فرشتگان به آنها مى‏گویند:) داخل این باغها شوید با سلامت و امنیت! (۴۶)

هر گونه غل ( حسد و کینه و دشمنى) را از سینه آنها برمى‏کنیم (و روحشان را پاک مى‏سازیم); در حالى که همه برابرند، و بر تختها روبه‏روى یکدیگر قرار دارند. (۴۷)

هیچ خستگى و تعبى در آنجا به آنها نمى‏رسد، و هیچ گاه از آن اخراج نمى‏گردند! (۴۸)

بندگانم را آگاه کن که من بخشنده مهربانم! (۴۹)

و (اینکه) عذاب و کیفر من، همان عذاب دردناک است! (۵۰)

و به آنها از مهمانهاى ابراهیم خبر ده! (۵۱)

هنگامى که بر او وارد شدند و سلام کردند; (ابراهیم) گفت: «ما از شما بیمناکیم!» (۵۲)

گفتند: «نترس، ما تو را به پسرى دانا بشارت مى‏دهیم!» (۵۳)

گفت: «آیا به من (چنین) بشارت مى‏دهید با اینکه پیر شده‏ام؟! به چه چیز بشارت مى‏دهید؟! س‏ذللّه (۵۴)

گفتند: «تو را به حق بشارت دادیم; از مایوسان مباش!» (۵۵)

گفت: «جز گمراهان، چه کسى از رحمت پروردگارش مایوس مى‏شود؟!» (۵۶)

(سپس) گفت: «ماموریت شما چیست اى فرستادگان خدا؟» (۵۷)

گفتند: «ما به سوى قومى گنهکار ماموریت یافته‏ایم (تا آنها را هلاک کنیم)! (۵۸)

مگر خاندان لوط، که همگى آنها را نجات خواهیم داد… (۵۹)

بجز همسرش، که مقدر داشتیم از بازماندگان (در شهر، و هلاک‏شوندگان) باشد!» (۶۰)

هنگامى که فرستادگان (خدا) به سراغ خاندان لوط آمدند… (۶۱)

(لوط) گفت: «شما گروه ناشناسى هستید!» (۶۲)

گفتند: «ما همان چیزى را براى تو آورده‏ایم که آنها ( کافران) در آن تردید داشتند (آرى،) ما مامور عذابیم)! (۶۳)

ما واقعیت مسلمى را براى تو آورده‏ایم; و راست مى‏گوییم! (۶۴)

پس، خانواده‏ات را در اواخر شب با خود بردار، و از اینجا ببر; و خودت به دنبال آنها حرکت کن; و کسى از شما به پشت سر خویش ننگرد; مامور هستید بروید!» (۶۵)

و ما به لوط این موضوع را وحى فرستادیم که صبحگاهان، همه آنها ریشه‏کن خواهند شد. (۶۶)

(از سوى دیگر،) اهل شهر (از ورود میهمانان با خبر شدند، و بطرف خانه لوط) آمدند در حالى که شادمان بودند. (۶۷)

(لوط) گفت: «اینها میهمانان منند; آبروى مرا نریزید! (۶۸)

و از خدا بترسید، و مرا شرمنده نسازید!» (۶۹)

گفتند: «مگر ما تو را از جهانیان نهى نکردیم (و نگفتیم کسى را به میهمانى نپذیر؟!» (۷۰)

گفت: «دختران من حاضرند، اگر مى‏خواهید کار صحیحى انجام دهید (با آنها ازدواج کنید، و از گناه و آلودگى بپرهیزید!)» (۷۱)

به جان تو سوگند، اینها در مستى خود سرگردانند (و عقل و شعور خود را از دست داده‏اند)! (۷۲)

سرانجام، هنگام طلوع آفتاب، صیحه (مرگبار -بصورت صاعقه یا زمین‏لرزه-) آنها را فراگرفت! (۷۳)

سپس (شهر و آبادى آنها را زیر و رو کردیم;) بالاى آن را پایین قرار دادیم; و بارانى از سنگ بر آنها فرو ریختیم! (۷۴)

در این (سرگذشت عبرت‏انگیز)، نشانه‏هایى است براى هوشیاران! (۷۵)

و ویرانه‏هاى سرزمین آنها، بر سر راه (کاروانها)، همواره ثابت و برقرار است; (۷۶)

در این، نشانه‏اى است براى مؤمنان! (۷۷)

«اصحاب الایکه‏» ( صاحبان سرزمینهاى پردرخت قوم شعیب) مسلما قوم ستمگرى بودند! (۷۸)

ما از آنها انتقام گرفتیم; و (شهرهاى ویران شده) این دو ( قوم لوط و اصحاب الایکه) بر سر راه (شما در سفرهاى شام)، آشکار است! (۷۹)

و «اصحاب حجر» ( قوم ثمود) پیامبران را تکذیب کردند! (۸۰)

ما آیات خود را به آنان دادیم; ولى آنها از آن روى گرداندند! (۸۱)

آنها خانه‏هاى امن در دل کوه‏ها مى‏تراشیدند. (۸۲)

اما سرانجام صیحه (مرگبار)، صبحگاهان آنان را فرا گرفت; (۸۳)

و آنچه را به دست آورده بودند، آنها را از عذاب الهى نجات نداد! (۸۴)

ما آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است، جز بحق نیافریدیم; و ساعت موعود ( قیامت) قطعا فرا خواهد رسید (و جزاى هر کس به او مى‏رسد)! پس، از آنها به طرز شایسته‏اى صرف‏نظر کن (و آنها را بر نادانیهایشان ملامت ننما)! (۸۵)

به یقین، پروردگار تو، آفریننده آگاه است! (۸۶)

ما به تو سوره حمد و قرآن عظیم دادیم! (۸۷)

(بنابر این،) هرگز چشم خود را به نعمتهاى (مادى)، که به گروه‏هایى از آنها ( کفار) دادیم، میفکن! و بخاطر آنچه آنها دارند، غمگین مباش! و بال (عطوفت) خود را براى مؤمنین فرود آر! (۸۸)

و بگو: «من انذارکننده آشکارم!» (۸۹)

(ما بر آنها عذابى مى‏فرستیم) همان گونه که بر تجزیه‏گران (آیات الهى) فرستادیم! (۹۰)

همانها که قرآن را تقسیم کردند (;آنچه را به سودشان بود پذیرفتند، و آنچه را بر خلاف هوسهایشان بود رها نمودند)! (۹۱)

به پروردگارت سوگند، (در قیامت) از همه آنها سؤال خواهیم کرد… (۹۲)

از آنچه عمل مى‏کردند! (۹۳)

آنچه را ماموریت دارى، آشکارا بیان کن! و از مشرکان روى گردان (و به آنها اعتنا نکن)! (۹۴)

ما شر استهزاکنندگان را از تو دفع خواهیم کرد; (۹۵)

همانها که معبود دیگرى با خدا قرار دادند; اما بزودى مى‏فهمند! (۹۶)

ما مى‏دانیم‏سینه‏ات از آنچه آنها مى‏گویند تنگ مى‏شود (و تو را سخت ناراحت مى‏کنند). (۹۷)

(براى دفع ناراحتى آنان) پروردگارت را تسبیح و حمد گو! و از سجده‏کنندگان باش! (۹۸)

و پروردگارت را عبادت کن تا یقین ( مرگ) تو فرا رسد! (۹۹)


 

راست گفت خداوند بزرگ و بلند مرتبه


۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *